اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

133

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

ناچيز مىباشد و زنانش بسيار باردار مىشوند و بدون سختى مىزايند . و شهر چهارم در سمت مغرب ، اين شهرها از بادهاى خاورى بر كنار است و بادهاى گرم و سرد از سمت فرقدين در آنها مىوزد ، پس بيماريهاى آن بسيار و آبهاى آن نه پاكيزه و نه صاف است ، علت آن هم هواى سحرگاهان مىباشد زيرا كه سحرهاى اين شهرها بسى طولانى است و خورشيد در اول دميدن ، بر آنها نمىتابد تا موقعى كه بلند شود و برآيد . در اين ناحيه در تابستان بادهاى سردى مىوزد و مردانش زرد و زار و بيمار مىباشند و از همه بيماريها زيان مىبينند و آوازهاشان گرفته است و روزشان در فصل پاييز در اثر تغيير هوا بد است . اين بود باب اول در شهرهاى چهارگانه . گفتار دوم در آبها است و آنها چهار قسم است : نخست آبهاى ايستاده مانند رودخانه هايى كه جريان ندارد . دوم چشمه هاى جوشنده . سيم آبهايى كه از بارانها پديد مىآيد . چهارم آبهايى كه از برفها پيدا مىشود . بقراط گفته است : آبهاى آشكار جادار روى زمين كه جارى نمىشود و بارانها بر آن مىبارد و با آن مىماند و از آنها كنده نمىشود و خورشيد هم پيوسته بر آن مىتابد و بتابش خورشيد گرم مىشود ، اين آبها بد و بىرنگ است و توليد ( صفرا ) سودا مىكند و در زمستان سرد و خشك و تيره و بلغمى است كه هر كس از آن بياشامد بگرفتگى صدا و بيمارى سپرز گرفتار مىشود . . . شكمهاشان درشت مىباشد و ترقوه ها و روها را لاغر و منقح مىكند و مردم آن ناحيه بسيار مىخورند و تشنگى آنها بر طرف مىشود و در زمستان و تابستان گرفتار بيماريها هستند و به آب زرد مبتلا مىشوند و در تابستان به اسهال ( ناشى از رطوبت سطح امعاء ) و تب چهار يك طولانى مزمن گرفتار مىگردند ، جوانان اين مردم را دردهاى شش و بيماريهايى كه عقلهاشان را سنگين و پريشان كند ، عارض مىشود ، اما پيرمردان به تبهاى آتشى گرفتار مىشوند كه نشان سوزندگى آن خشكى شكمهاى ايشان است . زنانشان را